غياث الدين بن همام الدين حسينى ( خواند مير )
103
مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى )
رهبانان منظور نظر او مىشد و گاهى به هيئت جوانى پرىپيكر در نظر او جلوهگر مىگشت و نوبتى در شعار تجار خود را به دو مىنمود و نوبتى به شكل سپاهيان با تيغى برهنه در پيش او جلوه و جولان مىكرد و بعضى خدم او را به ضربات متعاقب مىنواخت . و اين قضيهء عجيبه در ميان مردم شهرت يافته هركس در آن باب سخنى گفت و حقيقت حال به وضوح نپيوست . از كلمات او است كه : من ذا الذى تسلّم فى الزمان عن الحدثان . و ايضا از سخنان او است كه : الطير بالطير يصطاد و المال بالمال يكتسب و الرجال بالرجال تستمال . المكتفى بالله على بن احمد المعتضد . به سخاوت و كرم موصوف بود . و در ايام حكومت خويش مسجد جامعى بنا فرمود . بعد از فوت مكتفى ، المقتدر باللّه و القاهر باللّه به نوبت سلطنت كردند . از سخنان قاهر است كه : من صنع خيرا او شرا بدأ بنفسه . بيت هركه او نيك مىكند يا بد * نيك و بد هرچه مىكند يابد الراضى بالله محمد بن جعفر المقتدر . آخرين خليفهاى است كه اشعار او را مدون ساختهاند و بعد از وى هيچكس از خلفا در جمعات و اعياد بر منبر خطبه نخواندند ، و راضى آخر خليفهاى است كه با ندما مصاحبت نمود . از سخنان او است كه : من طلب عزا بباطل اورثه اللّه تعالى ذلا به حق . المتقى بالله ابو اسحاق ابراهيم بن المقتدر . بعد از آن كه مدت سه سال و يازده ماه و پانزده روز حكومت كرد توزون كه به منصب امير الامرائى بغداد منصوب بود او را مؤاخذ گردانيده ميل كشيد . اين دو بيت از جملهء اشعار متقى است كه در آن حالت گفته : العين للمرء سراج له * مونسه من وحشة الدنيا